اثر ديگر ابن نفيس‌، يعني شرح تشريح ابن سينا1 ظاهراً از نظر فيزيولوژيكي فوق‌العاده جالب‌ است‌. ابن نفيس در پنج مورد مختلف از عقيده‌ٴ ابن سينا در مورد گردش خون در قلب و ريه‌ صحبت مي‌كند، و قول جالينوس را كه ابن سينا نقل كرده تكرار مي‌كند و با قوت تمام به تكذيب‌ اين اظهارات مي‌پردازد. او پنج بار، با عبارت‌هايي غير قابل تشكيك اظهار مي‌كند كه خون‌ سياهرگ ممكن نيست از طريق سوراخ‌هاي مرئي يا نامرئي جدار قلب از بطن چپ به بطن راست‌ برود، بلكه بايد از طريق شريان وريدي به ريه‌ها برود، در آن جا با هوا آغشته شود، از راه وريد شرياني به بطن چپ بازگردد و در آن جا روح حيات را توليد كند. اگر اصالت نظريه‌ٴ ابن نفيس‌ اثبات شود اعتبار او افزايش زيادي خواهد يافت‌، چون در اين صورت بايد او را از بزرگ‌ترين‌ پيشگامان ويليام هاروي و بزرگ‌ترين فيزيولوژيست قرون وسطا دانست‌، ولي به دلايل موٴكدي‌ نياز است‌. متن عربي موجود كه يك پزشك مصري به نام محي‌الدين طنطاوي به صورت رساله‌ٴ افتتاحيه‌ٴ دانشكده‌ٴ پزشكي فريبورگ (براساس نسخه‌ٴ برلين‌) همراه با ترجمه‌ٴ مختصر آلماني تهيه‌ كرده (1924) پر از غلط است‌. بدبختانه اين متن چاپي نيست‌، بلكه در پنج نسخه‌ٴ دست‌نويس‌ تهيه شده كه هيچ‌كدام به دست من نرسيده است‌. يكي از آنها در كتاب‌خانه‌ٴ دولتي برلين و ديگري‌ در اختيار ماكس مايرهُف است‌، كه من اطلاعات خود را در اين باره بدو مديونم (نامه‌ٴ خصوصي‌ مورخ 22 اوت 1930).

خليفه‌بن ابي‌المحاسن‌

خليفه‌بن ابي‌المحاسن حلبي‌، چشم‌پزشك شامي كه در حدود 1256، برآمد. موٴلف رساله‌ٴ استادانه‌اي در باب بيماري‌هاي چشم به نام كتاب الكافي في الكحل‌، يا في الكحاله‌، يا في الطب‌؛ در آن به واقعه‌اي كه موٴلف در 1256، شاهد آن بوده اشاره شده است‌، و نسخه‌اي به خط ديگري‌ در 1275، نوشته شده است (كتاب‌خانه‌ٴ ملي پاريس‌). موٴلف مسلمان‌، و كاتب يك مسيحي به‌ نام عبدالعزيز بوده است‌. با در نظر گرفتن معدل اين دو تاريخ بايد فرض كنيم كتاب كافي در حدود 1265، تأليف شده است‌.
كتاب به دو بخش اصلي تقسيم شده‌: 1) كالبدشناسي چشم‌؛ 2) معالجه‌ٴ آن‌؛ و بخش اول‌ شامل اين مطالب است‌: الف‌) رنگ چشم‌؛ ب‌) پوشش‌هاي چشم‌؛ ج‌) مايعات چشم‌؛ د) نيروي‌ بينايي و اعصاب آن‌؛ ه ) اعصاب محرك‌؛ و) ماهيچه‌هاي چشم‌، ابرو، و پلك‌. بخش دوم هم‌ شامل شش قسمت فرعي است‌: الف‌) كليات‌؛ ب‌) بهداشت چشم‌، چيزهاي مفيد و چيزهاي‌ مضر؛ ج‌) چگونگي گشودن چشم و داخل كردن دارو در آن‌؛ د) بهترين نوع ميل جراحي و كاربرد


1 .اين شرح كاملاً جدا از موجز است كه در آن از تشريح و فيزيولوژي بحثي نشده است‌.